۷۲- یک عاشقانه ارام



همه جا خلوته! ساکته!

تو سوت میزنی من عشق میکنم !

یه دیوونه ازت یه چیزی میپرسه سوت نمیزنی! من میگم بمیر... ساکت شو داشتم عشق میکردم!

دوباره سوت میزنی با یه ریتم خاص ! من دوباره عشق میکنم!

دیگه نمیزنی یه چند لحظه میگذره  میگم دلامصب بزن! اما نمیزنی !

پا میشم میرم ! میگم خدافظ ! دلم سوت میخواد ولی هنوز!







نظرات 3 + ارسال نظر
مرجان یکشنبه 9 خرداد 1389 ساعت 12:34

سلام الان توسایتم دوستم منتظره نمی تونم آپاتوبخونم چندشب پیش اس دادم گوشیت خاموش بود منم درحد لالیگا داغونم کی میای خونه؟دویاره قراربذاریم توبستنی فروشی!!خندیدن که هنوز بلدی؟؟!

من خندیدن بلد نباشم؟!: دی

مرجان یکشنبه 9 خرداد 1389 ساعت 12:35

راستی فک کنم بایدمی گفتم کافی شاپ نه بستنی فروشی!!!

شب گلک یکشنبه 9 خرداد 1389 ساعت 18:42 http://www.shabgolak.blogfa.com

اوهوم...من هم گاهی دلم چیزهایی می خواد به همین سادگی که ادامه پیدا نمی کنن

اینقد هم نامرده امروز هی منو دید هی سوت نزد نامرد کتک میخواد فک کنم : دی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد