190-اغتشاشات باطری و سیم!

جمعه 5 خرداد 1391

تلخم امشب!یهویی خودخواسته و آگاهانه دوست دارم شبمو خراب کنم!حتی به گه بکشم.

بی ادبم حتی !هرچی میخام هم به خودم فش میدم.شاید این حالت تمیزم مال به هم ریختن دل و رودم باشه!حالا مثلن چه فرقی میکنه ؟!

خب طبیعیه!حرفی نداشتن، حرف نزدن

به قول یارو حواسم نیست و حواست نیست، حالا من مثلن میخام چه نتیجه ای بگیرم که همش میزنم؟! که بوی گندش بیشتر در بیاد؟!

ساقیا آن قدح آیینه کردار بیار!

آدما یه نقاب دارن،همه،هیچ کس نیست که همیشه خودش باشه،بعضیا باید این نقابشونو خودتو بکشی تا بره کنارولی بعضیا دیگه نه میان زود خودشون نقابشونو مییذارن کنار میگن من اینم!این آدما رو میپسندم!

توییترو دوس ندارم دیگه! شولوغش کردم!

از نق نق آدما خسته ام حتی نق و ناله خودم!بالا میارم وقتی نق میزنم!

من نمیدونم چرا قرصاشون اینجورین که دیر اثر میکنن!

محسن میگه هیچ وقت نمیتونه وبلاگ که مینویسه قبلش رو  کاغذ ننویسه و بعدتو ورد و ویرایشو اینا!من نه ولی,مینویسم هر آشغالی اینتو هستو میریزم بیرون جدیدن که گودر نابود شده وکسی کمتر میخونه اینجارو راحت تر  مینویسم!

لبتاپ همایونی داره دادو بیداد میکنه که من شارژ ندارموخسته امو بعد این دیاگرامای کوفتی دس از سر کچل من بکش لطفن! منم میگم طاقت بیار!همین یه دقیقه رو تحمل کن!تمومه!