ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

189-من، تولد، حافظ، تو، مستی

سه شنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1391
ای خُــــــرّم از فــروغ رخـت لالـــه‌زار عـمـر        باز آ کـه ریـخـت بـی گل رویـت بـهـار عـمـر

از دیده گر سِـرَشک چو باران چُـکد رواست      کـانـدر غـمـت چـو بـرق بـشد روزگار عـمـر

این یک‌دو دم که مهلت دیـدار ممکـن ‌ست       دریـاب کـار مـا کـه نـه پـیـداست کار عـمـر

تا کی مـی صـبـوح و شَـکـرخواب بامداد ؟!       هُشیار گرد،هان؛ که گـذشت اختیار عـمـر

دی در گُـذار بـود و نـظـر ســوی مـا نـکــرد        بـیـچـاره دل، که هیچ نـدیـد از گـذار عـمـر

انـدیـشـه از مـحیـط فـنـا نیست هر که را         بـر نـقـطـه‌ی دهـان تـو بـاشـد مـدار عـمـر

در هر طرف ز خیل حوادث کمین‌گهی‌ست       زان رو عـنـان گسسته‌ دوانـد سـوار عـمـر

بی عمر زنـده‌ام من و این بس‌عجب مـدار       روز فـراق را کـه نـهـد در شـمـار عـمـر ؟!

حـافــظ ؛ سخن بـگوی که‌برصفحه‌ی جهان     ایـن نـقـش مـانــَد از قـلمت یـادگار عـمـر




دیـگـر ز شــاخ ســرو سـهی بـلـبـل صـبـــور         گلبـانـگ زد که چـشـم بـد از روی گل به دور

ای گل ! به شکر آن که تویی پادشاه حُسن        بــا بـلـبـــلان بـیــدل شـیــدا مـکـُـــــن غـرور

از دســت غـیـبـت تــو شـکـایـت نـمـی‌کـنم         تــا نـیـسـت غـیـبـتـی ، نـَـبُـوَد لـذّت حضــور

گر دیـگران بـه عیش و طرب خرّمـنـد و شـاد         مـا را غـم نــگـــــــــــار بـُـوَد مـایـه‌ی ســرور

زاهـد اگــر بـه حـور و قـصـور سـت امـیــدوار          مـا را شـرابـخانـه‌ قـصـورسـت و یــــار حــور

مِیْ خور به بانگ چنگ و مـخور غصّه، ور کسی    گـویـدتـرا کـه بـاده مخور ، گو : هُـوَ الغَــفـور

حـافــظ شکایـت از غم هجران چه می‌کنی ؟      در هجر وصـل‌بـاشـدو در ظُـلـمـت‌سـت نـور

 

 

اینم حافظ و روز ما با عزیزام!خیلی خیلی خوشحالم که کنارم هستین! خیلی خیلی خوشبختم!


188- :)

سه شنبه 12 اردیبهشت ماه سال 1391

خب باید عرض کنم که ساعت 12 که شد یه سری چیزا برام زنده شد!یه سری چیزا بهم امید داد!

یکی که خاصه همیشه خاص باقی میمونه!

مانی!، آذری، سعید، پسر مامان!جوجوش! مامان!نسترن!

مامان اسمس داده ساعت 6 صب فسقلی  2و نیم کیلویی مامان آماده ای ؟! شب به دنیا میایا!

:(((

دلم مامانمو میخاد! به رسم هر ساله تولدمون بریم شام بیرون! معینو مجبور کنیم هرچی من گفتم بخوره!

دست چپ و دست راست!


187-....

یکشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1391

هوای حوصله ابریست

چشمی از عشق ببخشایم

تا رود آفتاب بشوید دلتنگی مرا

 زیبا! هنوز عشق در حول و حوش چشم تو میچرخد

از من مگیر چشم

دست مرا بگیر و کوچه های محبت را با من بگرد

یادم بده چگونه بخوانم

تا عشق در تمامی دلها معنا  شود

یادم بده چگونه نگاهت کنم که طره بالایت

در تند باد عشق نلرزد

زیبا ! زیبا آنگونه عاشقم که حرمت مجنون را احساس میکنم

آنگونه عاشقم که نیستان را یکجا هوای زمزمه دارم

آنگونه عاشقم که هر نفسم شعر است

زیبا چشم تو شعر چشم تو شاعر است

"من دزد شعرهای چشم تو هستم!"

تا نفس باقیست ، زیبا !

فرصت چشمت تماشاییست .

زیبا!  زیبا!  کنار حوصله ام بنشین

بنشین مرا به شط غزل بنشان

بنشان مرا به منظره عشق

بنشان مرا به منظره باران

بنشان مرا به منظره رویش

من سبز می شوم!

زیبا ! زیبا!  ستاره های کلامت را

در لحظه های ساکت عاشق بر من ببار

بر من ببار تا که برویم بهار وار

چشم از تو بود و عشق

 "بچرخانم بر حول این مدار!"

زیبا تمام حرف دلم اینست...

"من عشق را به نام تو آغاز کرده ام،

در هر کجای عشق که هستی،

آغاز کن مرا!"


                                محمدرضا عبدالملکیان


186-خیلی دلم گرفته از خیلیا!

یکشنبه 3 اردیبهشت ماه سال 1391

یه عالمه حرف داشتم واسه نوشتن! حس نوشتنش نیس! ونجایی ام که مغزم واقعا فرمان نمیده که کاری بکنم! یا حتی فک کنم به اینکه چیا قرار بود بنویسم! یادمه میخاسم بنویسم کاش آدم میتونس بالا بیاره! همه اون حسایی که داره رو!

آدمای وقیح رو باید چیکار کرد؟! جز ... روشون؟!یا حتی تو گوششون زدن!

شاخ هم شدم!

ولی خوشبینم! نمیخام بیام جنگل ابر!


185-دوروزانگی!

چهارشنبه 30 فروردین ماه سال 1391

دیروز تو کافه!زیرزمین پاساژ نبوت


ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار     نکته​ای روح فزا از دهن دوست بگو

ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار          نامه​ای خوش خبر از عالم اسرار بیار

شمه​ای از نفحات نفس یار بیار           بی غباری که پدید آید از اغیار بیار

بهر آسایش این دیده خونبار بیار               خبری از بر آن دلبر عیار بیار

به اسیران قفس مژده گلزار بیار       عشوه​ای زان لب شیرین شکربار بیار

 ساقیا آن قدح آینه کردار بیار      وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار


جوابش


روی بنما و وجود خودم از یاد ببر/خرمن سوختگان را همه گو ،باد ببر

ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا / گو بیا سیل غم وخانه ز بنیاد ببر

سینه گو شعلهء آتشکدهء فارس بکش/ دیده گو ، آب رخ دجلهء بغداد ببر

دولت پیر مغان باد که باقی سهل است/دیگری گو برو ونام من از یاد ببر

دوش میگفت بمژگان سیاهت بکشم/ یارب از خاطرش ، اندیشهء بیداد ببر

حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار/برو از درگهش ،این ناله و فریاد ببر


این هوا خیلی دله! خیلی ماهه!

پراگ! باختم !:@ زشت! بستنی خوشمزه! بارونی که خیسمون کرد هوای پاک کنار پارک لاله ! چمنای اونجا:دی! تشکیل نشدن همه کلاسامون:دی!خستگی الانم! گونیم!مهمون رو اعصاب!سه کله پوک دومیشم!سوتی که دادم!و امیدوارم باعث سوء تفاهم نشه! 15 گیگ!3ترا! لواشک شیرین:اس


184-بیخیالی

یکشنبه 27 فروردین ماه سال 1391

یکی از فوایدی که عینک داره همینه که اشکاتو میپوشونه شاید یکی دونفر به زور اونم بفهمن که شیکسته، باریدی!

قد همین بارون وحشی پریشونم!رعدوبرق ندارم!چیکه چیکه میچکم!

مث یه موج سینوسی ام که بادیود یکسو شده ام که قسمت مثبت و شاد زندگیشو ازخودش عبور نمیده!

میخام محسن یگانه دانلود کنم اگه عر بزنی همون موقع شیفت دیلیت میکنم!:@(یافت نشد)

دچار خودشیفتگی مزمن شد :دی دوتا چشم سیاه داری فریدون فروغی رو میذارم ....:دی

دلم  نیمد بهش بگم داغونم !بهش گفت اره عزیزم خوبم!جدیدن نمیفهمه از صدام!

چایی خوب نیس نه واسه اعصاب نه قلب!اما من عاشقش شدم!

یکی کاپشنمو بیاره بیرون باز سرد شده هوا!:دی

اشتیاقی برای تولدم ندارم! ولی برا کادوهاش دارم! 

آدم چیز مزخرفیه!هی قوی میشه!کم نمیاره! نمیمیره!

بیاید بریم کوه! الان هواش معرکه هس:دی بریم؟!آیا؟


183-....

پنجشنبه 24 فروردین ماه سال 1391

اومدم دانشگاه کارای نرمو بکنیم! خستمه! کارم تموم شد نشستم مدار2دو بخونیم!

میخام برم مانتو خنک بگیرم! نه وقت میشه نه حسشو دارم برم تا کارگر!

خالم تصادف کرده جناق سینش؟ شکسته ولی حالش خوبه!

صدای گریه مامان دیشب که خاب بود اذیتم میکنه!

بهناز خوب نیست!

علی دیروز اومد چن  تا لباس برداشت برد!

 محسن خودشو زده به بیخیالی! فردا میریم بهشت زهرا!برم یا بشینم معماری بخونم!؟

دارم به این فک میکنم تا سه شنبه میمیرم!یا مشروط میشم!

ینی تا تولدم همه چی خوب میشه؟

یه جای سریال نهال به باباش میگه پس ما کی خوب میشیم؟ الان منم از خودم میپرسم پس کی خوب میشه همه چی؟

ولی واقعا خوبه همه چی بد هم نیست !

هوا خوبه!من خوبم تو خوبی!دوستام اما ....



182-هوچی خو چی بگم هی؟

چهارشنبه 16 فروردین ماه سال 1391
زندگی اونجوری که باید باشه هس:دی خوبه آرومه خوبم آرومم! رودلم چیزی سنگی نمیکنه جز همه اینایی که همش میخورم :دی دوروز دیگه از در تونمیام :دی


181-اولین دزدی وبلاگی سال!

دوشنبه 7 فروردین ماه سال 1391

چه سرنوشـت غم‌انگیزی، که کرم کوچک ابریشم
تمام عمر قفس می‌بافت، ولی به فکر پریدن بود


*حسین منزوی


180-قصه ما!

شنبه 5 فروردین ماه سال 1391
جاودان باد سایه دوستانی که شادی را علتندنه شریک و غم را شریکند نه علت!